<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>سدنا</title>
<link>https://samiraakbarpour.blogfa.com</link>
<description>سجده کننده به کعبه</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 27 Oct 2011 05:29:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>سکوت</title>
<link>https://samiraakbarpour.blogfa.com/post/54</link>
<description>سکوت ! پاسخم به توست! بگو ! این تمام عشق توست! سکوت میکنم ! نگران من نباش... سالهاست که به عشق خو کرده ام!! دروغ نیست! تو عاشقی همین! تمام تنهایی من ز عشق توست!!!!!!!!</description>
<pubDate>Thu, 27 Oct 2011 05:29:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>samiraakbarpour</dc:creator>
<guid>samiraakbarpour.blogfa.com/post/54</guid>
</item>
<item>
<title>سیب </title>
<link>https://samiraakbarpour.blogfa.com/post/52</link>
<description>وسوسه ی چیدن یک سیب باز بهشت را از من ربود دستهای تو بود و عطر سیبی سرخ که مرا تا اوج این وسوسه می برد میوه داده بود یک درخت از احساس من بودم و آسمان و دستانت زمین دیگر جای ما نیست بیا بهشت اینجاست اینجا که عطر بودنت جاریست سیب اینجا بی وزن است بهشت وزنش نیست بیا اینجا جای سیب عشق است دستهای مهربانت اینجا جای سیب عشق میچیند اوج ماندن همین جا است هیچ سیبی دگر فریبا نیست بیا بهشت ما اینجاست تنها دستان تو را کم دارد چیدن سیب از درخت احساسم...</description>
<pubDate>Mon, 26 Sep 2011 09:21:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>samiraakbarpour</dc:creator>
<guid>samiraakbarpour.blogfa.com/post/52</guid>
</item>
<item>
<title>...</title>
<link>https://samiraakbarpour.blogfa.com/post/51</link>
<description></description>
<pubDate>Mon, 26 Sep 2011 07:32:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>samiraakbarpour</dc:creator>
<guid>samiraakbarpour.blogfa.com/post/51</guid>
</item>
<item>
<title>پروانه ها نیز نامردند...</title>
<link>https://samiraakbarpour.blogfa.com/post/49</link>
<description>سالها در گیر احساس با تو بودنم کردی بی آنکه بمانی لحظه ای بیشتر! چگونه فراموش کنیم لحظه های عاشق شدنمان را ... باران من ! زمین بسیار دلگیر است ! زمین سرد است! اینجا پروانه ها نیز نامردند! دمی دور گل و اندکی با شمع آمیزند... اینجا مرد نامردترین عضو زمین است!!!</description>
<pubDate>Thu, 22 Sep 2011 05:25:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>samiraakbarpour</dc:creator>
<guid>samiraakbarpour.blogfa.com/post/49</guid>
</item>
<item>
<title>متولد بهمن</title>
<link>https://samiraakbarpour.blogfa.com/post/48</link>
<description>خصوصیات زن متولد بهمن .</description>
<pubDate>Wed, 21 Sep 2011 06:43:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>samiraakbarpour</dc:creator>
<guid>samiraakbarpour.blogfa.com/post/48</guid>
</item>
<item>
<title>رنگ خوشبختی</title>
<link>https://samiraakbarpour.blogfa.com/post/47</link>
<description>عزیز دل او چشمت را به دیدن بی رنگی عادت داد ! که تو رنگهای زندگی ات را نمی شناسی... او زیباترین سبزها را از تو دریغ کرد ! که چشمانت به ندیدن جنگل عادت کرد... او آبی دریا ها را در پستوی خانه ات پنهان کرد ! که آسمان زندگی ات ابری شد ... و تو چشم بستی بر دیدن رنگها!! او سیاه و سفید بر تو ارزانی داشت! صبر کن ! به راستی تو هنوز نمیدانی رنگ خوشبختی چه رنگی است؟!</description>
<pubDate>Sun, 18 Sep 2011 05:56:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>samiraakbarpour</dc:creator>
<guid>samiraakbarpour.blogfa.com/post/47</guid>
</item>
<item>
<title>تقدیم به تو که معنی شعرهای منی...</title>
<link>https://samiraakbarpour.blogfa.com/post/46</link>
<description>ای کاش دلت با من ودل اینهمه رو راست نبود! کاش بین دلمان از سر عشق اینهمه اسرار نبود! ماه چون بر سر بام تو شبی می تابید دل من تاب به آغوش تو اش میبخشید کاش هر صبح دلت بر دل من میلرزید شاد میگشت دلم چون تو دلت میخندید ای کاش دلت تا دل من فاصله اش خوابی بود کاش هر صبح سرم شانه ی تو می بوسید ای کاش که دست از سر ما سرّ زمان بر دارد ای کاش که این عقربه ها چشم تو را می بوسید ای کاش که شب پلک تو را بوسه من می خواباند ای کاش که هر خواب به تعبیر تو معنا می داد هر</description>
<pubDate>Sun, 18 Sep 2011 05:07:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>samiraakbarpour</dc:creator>
<guid>samiraakbarpour.blogfa.com/post/46</guid>
</item>
<item>
<title>تقویم</title>
<link>https://samiraakbarpour.blogfa.com/post/45</link>
<description>تقویمم خط خطی ست! روزهایی که کنارم نیستی را خط می زنم... گاهی برگه هایی را کنده ام! آن روزها نه تو بودی و نه دل! نقش ستاره بر تاریخ بودن هایت کشیده ام... کاش آسمان این تقویم ستاره باران میشد! تقویمم را ورق که می زنی روزهایش کم است! تقویمم تو را کم دارد...</description>
<pubDate>Sat, 17 Sep 2011 04:48:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>samiraakbarpour</dc:creator>
<guid>samiraakbarpour.blogfa.com/post/45</guid>
</item>
<item>
<title>راز</title>
<link>https://samiraakbarpour.blogfa.com/post/44</link>
<description></description>
<pubDate>Wed, 14 Sep 2011 09:04:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>samiraakbarpour</dc:creator>
<guid>samiraakbarpour.blogfa.com/post/44</guid>
</item>
<item>
<title>درد و تحمل</title>
<link>https://samiraakbarpour.blogfa.com/post/41</link>
<description>برای تو نوشتم تویی که دلتنگیهایم را دلیل می شوی و لبخندهایم با لبهای تو شکل میگیرد... از تو نوشتم تویی که تحمل بودنی سخت را تاب می آوری وخدا میداند چه دردی میکشی از زخم کهنه ی بی مهری ! و کسی آنجا تظاهر به بودن میکند!! من چشیده ام این طعم را تلخی عادت سخت درد و تحمل و تو هر شب از این باده ی زهر آلود می نوشی... از تو نوشتم از تویی که درمان زخم کهنه ی بی مهری را در قلب کوچکی یافتی و قلب کوچک تپشش را در تو می جوید تویی که من بودنم را نفس کشیدنم را بی آنکه</description>
<pubDate>Sun, 11 Sep 2011 05:33:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>samiraakbarpour</dc:creator>
<guid>samiraakbarpour.blogfa.com/post/41</guid>
</item>
</channel>
</rss>
